فیلم کوتاه شیرین درمانی

فیلم کوتاه شیرین درمانی

پسر 15 ساله سرطانی آرزو دارد که بر مرگ پیروز شود. اما آخرین شب زندگی او فرا رسیده است. خدا فرشتگانی را در نقش عزرائیل به سراغش می فرستد. پسر پس از غلبه بر عزرائیل ها، نامه ای از دوستش که در بهشت است دریافت می کند تا با رفتن به بهشت، به جای شیمی درمانی،شیرین درمانی شود.

هنوز هیچی

از 30,000,000 تومان

90 روز

زمان باقی مانده

0 نفر

حامی پروژه

0%
0% کامل شده

با اطمینان حمایت کنید

در صورت عدم موفقیت پروژه در تامین مبلغ هدف، حمایت پرداختی به حساب شما در دونیت بازگشت داده خواهد شد.

بانی پروژه

فیلم کوتاه شیرین درمانی

بنده حسین طالبی هستم. نزدیک به 7 سال مشغول به فعالیت در عرصه ی فیلم سازی هستم. تجربه نگارش فیلمنامه و کارگردانی فیلم کوتاه را هم دارم. اما در حال حاضر به صورت تخصصی به تهییه کنندگی فیلم می پردازم و تا الان سه فیلم کوتاه به نام های کیبورد/پاکوتاه و اسنایپر رو تهیه کنندگی کردم. الان قصد دارم با کمک شما حامیان فرهنگی قدم جدی تری در این عرصه بردارم و فیلمی حدودا 40 دقیقه ای تولید کنم. 

این فیلمی است امید بخش به کودکانی که از مرگ بر اثر سرطان می ترسند. چرا که آنها همواره شاهد از دست دادن دوستان خود هستند. یکی از وظایف فعالین حوزه فرهنگ کمک به ایجاد درکی درست از معقولاتی است که به نفسه عیب و ایرادی ندارند ولی در عرف و نگاه جامعه بار ارزشی منفی دارند. ما با بیان این داستان قهرمانی را برای کودکان مبتلا به سرطان می سازیم که آنها با الگو قرار دادن او دیگر از آینده خود که گره خورده به این بیماری مهلک است نترسند. 

پروژه در در مرحله نگارش فیلمنامه است و بلافاصله بعد از تامین سرمایه وارد مرحله پیش تولید خواهد شد.

با توجه به هزینه های تولید یک فیلم هزینه استاندارد برای تولید این قصه چیزی نزدیک به 60 میلیون تومان است. اما تیم ما با اتکا به نیروی جوانی و خلاقیت تنها با 30 میلیون تومان پروژه را نهایی خواهد کرد.

برای ضبط یک فیلم نمیه بلند حداقل 14 روز زمان لازم است. هر روز هزینه هایی را در پی خواهد داشت. از قبیل هزینه دستمزد کارگردان و تصویربردار و سایر عوامل/هزینه اجازه تجهیزات/هزینه کرایه لوکیشن/تامین اکساسوار صحنه/حمل و نقل و پذیرایی/و ...- بعد از مرحله اجرا و ضبط هزینه تدوین/صداگذاری/اصلاح رنگ و نور و اکران فیلم در سینما و در اخر هزینه ارسال فیلم به جشنواره های معتبر داخلی و خارجی.

عایدی بنده و تیم فیلمسازی ما از این پروژه، معرفی خود و تیم به صورت جدی و با انجام یک کار حرفه ای خواهد بود که جایگاه ما را در این عرصه مشخص خواهد کرد و به شناخته شدن ما در دنیای هنر و سینما کمک خواهد کرد. البته که رسالت فرهنگی ما نیز در گرو تولید فیلم است. و این دو هدف دو سر یک طناب هستند. 

در صورت مشارکت حامی به صورت ویژه در این پروژه می توان ایشان را به عنوان شریک در کار سهیم کرد یا اگر کل سرمایه را تامین کنند می توانند به عنوان صاحب اثر شناخته شوند و آورده های مالی این فیلم در جشنواره ها به آنها تعلق گیرد.

مزیت این طرح نسبت به طرح های مشابه مستقیما در قصه ی آن است. امروزه سینمای ایران در فیلم کوتاه و بلند دیگر جایگاهی برای قهرمان های داستانی ندارد. ولی این طرح با ساخت و معرفی قهرمانی خاص سعی دارد داستانی را روایت کند که مردم دوست دار دیدن و زندگی کردن آن باشند.

طرح داستان بدین شرح است:

مراحل تولید این فیلم بدین شرح است: 

1-تامین هزینه مالی تولید/2-نگارش فیلمنامه نهایی/3-انتخاب عوامل تولید از جمله بازیگران و .../4-ضبط و اجرای فیلمنامه/5-تدوین و صدای گذاری/6-خروجی نهایی و ارائه به جشنواره ها و سازمان های مرتبط .

طرح فیلمنامه کوتاه "شیرین درمانی"

نویسنده حسین طالبی

تهیه شده در گروه فیلمنامه نویسی خودنویس

 

رسام 10 ساله مبتلا به سرطان خون، 1 سال است که تحت درمان می باشد. چند نفر از بهترین دوستان او در این مدت از بیماری شکست خورده اند. آخرین نفر از آنها که به تازگی از دنیا رفته مهرگان نام داشت که 7 ساله بود. رسام هم حال خوشی ندارد. او بعد از مرگ مهرگان، نامه ای برایش می نویسد و آن را به مقصد بهشت در صندوق پست بیمارستان می اندازد. او در نامه به مهرگان قول می دهد که، تا انتقام مرگ او را از عزرائیل نگرفته از این دنیا نرود.

 رسام در ICU خوابیده است. ثانیه شمار ساعت متوقف می شود. صدا بوق ممتد بلند می شود. عزرائیل با داس بلندش وارد ICU می شود. پتو را از روی تخت کنار می زند ولی رسام را نمی بیند. رسام که پشت او پنهان شده، با شک الکتریکی به داس دار حمله می کند. داس دار اطلاعاتش در مورد رسام را چک می کند و در مورد موعد مرگ او مطمئن می شود. بار دیگر داس را بالا می برد. اما این بار رسام قهقه می زند. رسام به کتونی داس دار اشاره می کند و به او نقاشی هایی را که خودش از تمام عزرائیل ها روی دیوار اتاقش کشیده نشان می دهد تا ثابت کند که عزرائیل واقعی کتونی ندارد و پرواز می کند.

داس دار به مرکز پشتیبانی مرگ آفرینان تلفن می کند و مورد رسام را گزارش می کند. مرکز ماموری با سابقه را برای بررسی ماجرا به آنجا می فرستد.

آن مامور، عزرائیل مهره هفتم(برگرفته از فیلم مهره هفتم برگمان) است. از پنجره وارد می شود. به محض ورودش شرایط را بررسی می کند و هیچ عیب فنی در کار نمی بیند. دست رسام را می گیرد تا با خود ببرد. ولی رسام به او پوستر فیلم مهره هفتم را نشان می دهد و او را به دوئلی دعوت می کند که در صورت پیروزیِ مهره هفتم، با او همراه شود.  مهره هفتم قبول می کند. رسام صفحه منچش را روی میز می گذارد و مهره هفتم را غافلگیر می کند. رسام داس دار را نیز به بازی دعوت می کند.

هر سه آماده بازی می شوند که ناگهان درب اتاق باز می شود و دلقک فیلم اره وارد می شود و می گوید هرجا که بازی سر مرگ باشه من هم هستم. بازی شروع می شود و رسام به راحتی هر سه عزرائیل را شکست می دهد.

دلقک از باخت به شدت عصبانی می شود.  بمبی ساعتی را کوک می کند و با طرح معمایی به رسام یک دقیقه فرصت می دهد تا برای حفظ جانش معما را حل کند. داس دار و مهره هفتم به رسام التماس می کنند تا قبل از انفجار جواب را پیدا کند تا از مرگ آنها هم جلوگیری کند. رسام از تمام داشته هایش برای حل معما استفاده می کند ولی به فایده است. چند ثانیه قبل از انفجار رسام فریاد می زند و از خدا کمک می خواهد. بمب منفجر می شود. رسام چشم هایش را می بندد. وقتی آنها را باز می کند دیگر عزرائیل ها را نمی بیند. خودش مو در آورده و سرحال و قبراق است. رسام پیروز به تختش بر می گردد.

ناگهان درب اتاق باز می شود. زنی زیبا با لباس پستچی وارد می شود. جواب مهرگان به نامه رسام را به او تحویل می دهد.

مهرگان با تبریک پیروزی رسام در مقابل مرگ، از او دعوت می کند تا اگر دوست دارد، به همراه پستچی به بهشت بیاید تا در آنجا دوباره در کنار هم باشند و به جای شیمی درمانی با شیرین درمانی مداوا شود.

رسام دست پستچی را می گیرد و با او همراه می شود. سه عزرائیل در حالی که اثرات انفجار بر صورتشان مشخص است، از بالا در آسمان به رسام و پستچی نگاه می کنند و از این که باز هم موفق شدند انسانی را شاد و پیروز آماده رفتن به دنیای واپسین کنند خوشحال اند.

ثانیه شمار ساعت به حرکت می افتد. صدای بوق ممتد بلند می شود. پرستاران وارد ICU می شوند.  رسام از دنیا می رود.                                                                                                        شهریور 1398