چرا دونیت سیاست همه یا هیچ را برای پلتفرم جدید خود انتخاب کرده است؟

سیاست همه یا هیچ: راهی به  سوی روژه های کارآمد و حمایت های هدفمند

سیاست همه یا هیچ: راهی به سوی روژه های کارآمد و حمایت های هدفمند

حتما تا حالا درباره مفهوم all or nothing (همه یا هیچ) به عنوان یک سیاست در پلتفرم‌های کراودفاندینگ چیزهایی شنیده‌اید. این سیاست که در بیشتر پلتفرم‌های مطرح کراودفاندینگ در دنیا، مانند کیک استارتر و ایندیگوگو، مورد استفاده قرار می‌گیرد به این معناست که اگر یک پروژه نتواند در مدت تعیین‌شده مبلغ هدف خود را تامین کند، تمام پول جمع‌آوری‌شده با کسر هزینه‌های مربوط به تراکنش‌های بانکی به حامیان بازگردانده می‌شود.

مثلا فرض کنید که شما برای پروژه خود به ۵ میلیون تومان نیاز دارید. اگر در پایان زمان تعیین‌شده میزان حمایت‌ها به سقف موردنظر نرسید، حتی اگر ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان حمایت دریافت کرده‌ باشید، دونیت از کامزد خود صرفنظر می‌کند و کل این مبلغ را به حساب حامیان واریز می‌نماید.


استفاده از سیاست همه یا هیچ چه مزایایی دارد؟


ریشه این سیاست، در این نگاه است که در روند یک پروژه کراودفاندینگ، اینکه پروژه نتواند مبلغ هدف خود را تامین کند به این معناست که موضوع آن به اندازه کافی قانع‌کننده نبوده‌ است و پروژه از اعتبار لازم برخوردار نیست. یعنی «پول» نه‌تنها به عنوان سرمایه‌ای برای انجام یک پروژه درنظر گرفته‌ می‌شود، بلکه معیاری است برای سنجش اقبال عمومی نسبت به موضوع پروژه و قابل‌قبول‌ بودن آن از دیدگاه جامعه.

با همین پیش‌زمینه، از آنجایی که هدف پلتفرم دونیت این است که زمینه لازم برای تحقق پروژه‌های هدفمند با تاثیر قابل‌ قبول جمعی فراهم شود، این سیاست در پیش گرفته شده‌‌ است. آنچه برای دونیت اهمیت دارد اعتبار و اثر پروژه است و نه پولی که برای آن جمع‌آوری شده یا تعداد حامیان. تجربه‌های دونیت در پروژه‌های قبلی نشان می‌دهد که این روش برای جامعه‌ای که هنوز مفهوم کراودفاندینگ در آن خیلی تازه است نتیجه کارآمدتری دارد. علاوه بر این، حامیان زمانی که بدانند در صورتی که کمک‌هایشان به حد نصاب نرسد پروژه محقق نمی‌شود، اگر به موضوع پروژه علاقمند باشند در کمک‌کردن تردید نمی‌کنند. در نتیجه درصد موفقیت پروژه‌هایی که با این سیاست تعریف شده‌اند – چه با در نظر گرفتن تجربه جهانی و چه با در نظر گرفتن تجربه ایرانی – بسیار بالاتر است.

سیاست همه یا هیچ هم برای تعریف‌کننده پروژه و هم برای حامیان به دلایل زیر سودمند است:

  • برای حامیان: آنها با این روش مطمئن خواهندبود مبلغ کمکشان صرف هدفی می‌شود که قصد داشته بودند به آن کمک کنند.
  • برای تعریف‌کنندگان پروژه: از آنجایی که این سیاست باعث می‌شود در صورت تامین‌نشدن کل مبلغ پروژه، هیچ پولی دریافت نشود، صاحب اصلی ایده تلاش می‌کند تا جایی که می‌تواند ایده خود را شفاف کند. این شفاف‌شدن سبب جذب حامیان بیشتری می‌شود. علاوه بر این، سیاست همه یا هیچ، حامیان احتمالی بیشتری که در مورد کمک‌کردن به پروژه شک دارند یا در خصوص کمک‌کردن سخت‌گیر هستند به حامیان بالفعل تبدیل می‌کند و احتمال موفقیت پروژه را بالاتر می‌برد.

دونیت امیدوار است طراحان پروژه، با در نظر گرفتن پشتوانه‌های تجربی و منطقی این سیاست، اولا در زمان تعریف پروژه نقاط مبهم آن را برطرف نمایند و ثانیا در زمان کمپین، تمام توان و سرمایه اجتماعی خود را برای رسیدن پروژه به هدف به کار گیرند.

به قلم عطیه غفوری

راوی داستان ها و تجربیات دونیت و علاقمند به تمامی موضوعاتی که دنیا را به جای بهتری برای زندگی تبدیل می کنند.

پیشنهاد می کنم این مطالب رو هم مطالعه کنید:

دیدگاه‌ها

  • درود خداوندگار به شما مطلب خیلی خوب و عالیست اما یک نکته بنظرم جا افتاده است و آن این است که فردی که پروژه ای را ایجاد میکند آیا توانایی تبلیغات آن را دارد؟ آیا رسانه لازم برای این امر را در اختیار دارد؟ پروژه هایی هستند که بسیار شفاف ایده خود را مطرح میکنند، از طرفی نیاز به آن پروژه احساس میشود اما به خاطر عدم اطلاع رسانی کامل در خصوص آن مبلغ هدف جمع آوری نمیشود که نمیتوان آن را به گردن عدف شفافیت یا ابهام در موضوع یا دیگر عناوین گذارد زمانی ما میتوانیم چنین قضاوت کنیم که همه عوامل دیگر حذف شده باشند.

  • نکته ای که رضای عزیز مطرح کرد رو می شه کمی بیشتر بست داد.
    علاوه بر توضیحی که در متن اومده و دونیت تحت عنوان «توان و سرمایه اجتماعی» ازش یاد می کنه، نباید نقش مجری پروژه -یا همان “بانی پروژه”- را فراموش کرد!
    درواقع دونیت در درجه ی اول یک پلت فرمه که به بانی کمک می کنه تا از یک مجرای قانونی و مطمئن -برای حامیان- دونیشن دریافت کنه و صرف نظر از اینکه در بحث «توان و سرمایه اجتماعی» چقدر می تونه به پروژه کمک کنه، مهمترین نقش در تبلیغات و اطلاع رسانی مناسب برای پروژه همچنان متعلق به بانی پروژه است. نه فقط در دونیت که در تمامی سرویس های کراودفاندینگ یا جمع سپاری وجود داره.
    با یک مثال توضیح می دم:
    دوست فیلمساز من در آلمان برای ساخت فیلم کوتاهی از طریق ایجاد پروژه در یکی از سرویس های کراودفاندینگ قصد جمع آوری بخش اعظمی از سرمایه ی ساخت فیلمش رو داشت. در پایان مدت زمان کمپین، بیش از ۸۵ درصد از کل مبلغ توسط حامیان، متعلق به دوستان و همکاران و کسانی بود که با من و دوستم آشنایی قبلی داشتند و از طریق پست های ما در شبکه های اجتماعی و یا اطلاع رسانی های ایمیلی و دهان به دهان با کمپین ما آشنا و به آن هدایت شده بودند.

    البته کمی مطالعه درباره ی دونیت و پیگیری سیاست های آن نشان می ده که اراده ی محکمی برای تقویت هرچه بیشتر «توان و سرمایه اجتماعی»ش وجود داره که قطعا با مرور زمان نتایج ش رو می تونیم با وضوح بالا ببینیم.